
سلام
من سعی دارم در این وبلاگ یک محیط دوست داشتنی ای برای کسانی که به کتاب و کتابخوانی و به دنیای مجازی اینترنت علاقه مندند فراهم کنند .




بفرمایید داغه داغه تازه در اومده !
فصل سوم ( لینک مستقیم ) *** فصل سوم ( لینک مدیا فایر )
نظرتون رو بگید ممنون می شم ... راستی در نظر سنجی کنار وبلاگ هم شرکت کنید !
امروز می خوام راجع به افزودن تم به اوبونتو و بهترین تم هایی که دیدم صحبت کنم .
بهترین سایت مربوط به تم و چیز های دیگه برای لینوکس جنوم لوک هست . این سایت هر جور تم ، آیکان ، GDM تم و هر چیز دیگه ای برای تغییر هر چیزی توی اوبونتو بخواید پیدا می شه ( همین طور اضافه کردن چیزی )
فکر کنید برای مثال از تم عادی و مسخره ی اوبونتو خسته شدید و دنبال یک تم به درد بخور هستید . خب اولین کاری که باید بکنید اینه که برید توی سایت جنوم لوک . توی لیست سمت چپ سایت دنبال GTK2 بگرید . تمام تم های زیبا از جنس GTK2 هستند و بهتره بگم تمام تم هایی که فعلا نوشته می شوند . روی لینکش کلیک کنید تا وارد لیستی عظیم از تم های مختلف بشوید .
تم دلخواهتون رو انتخاب کنید و وارد صفحه ی اون بشید . ابتدا توضیحات انگلیسی تم را می بینید . اونا رو بی توجه رد نکنید . اگر انگلیسی بلدید حتما توضیحاتش رو حتی یک بار سریع هم شده بخونید . چون بعدا اگر تمتان کار نکرد مقصر خودتانید که گوش نکردید ببینید چه چیز هایی مورد نیاز آن تم است .
فرض کنید می خواهید تم Arbeit - Mac global ( تم فعلی من ) رو نصب کنید . ابتدا فایل آن را دانلود کنید . ممکن است لینک آن غیر مستقیم و از سایت هایی از قبیل DeviantArt و یا Sourceforg باشد . که برای مثال سورس فورج ایران را تحریم کرده است . در این مواقع آرامش خودتون رو حفظ کنید و همان جا نظر خودتون رو اعلام کنید و رک و راست بگید من یک لینک درست حسابی می خوام ( البته به انگلیسی ) اگر هم نمی توانید بیاین به من بگین من یک لینک به درد بخورد بهتون می دم .
بعد از این که دانلودش کردید داخل آرشیو آن می تونید چند فایل با پسوند .tar.gz که پسوند رایج تم های اوبونتو هست پیدا کنید . برای نصب خیلی ساده ابتدا آرشیو مورد نظرتون رو به جایی مثل دسکتاپتون منتقل کنید ( اکسترکت نکنید و فایل هایش را بیرون نکشید ) بعد از آن در این مورد استنا روی فایل Install دابل کلیک کرده و بعد گزینه ی Open in Terminal رو انتخاب کنید . هر تم دیگری بود فقط روی دسکتاپتون رایت کلیک کنید و Change Desktop Background رو بزنید . بعدش وارد تب Theme شوید و آرشیو تم تان را داخل آن ویندو بیانزید ( Drag and Drop ) تمام شد روی اوکی بزنید . تم شما آماده است .
منتها این تم به یک engin خاص نیاز دارد که به آن Equionox می گن . برای نصبش به راحتی دوباره به جنوم لوک بروید و ایکوی یوناکس رو سرچ کنید . سپس با استفاده از توضیحاتش این رو نصب کنید .
هنوز نصب تم تمام نشده . شما الان می تونید از این تم استفاده کنید فقط کافیه در همون جایی که آرشیو رو درگ و ان دراپ کردید روی دکمه ی Customize ... کلیک کنید و تم مورد نظرتون رو انتخاب کنید .
ولی داخل خود تب تم قبلیتان اگر تمی که انتخاب کردید یک تم حسابی باشد یک تم به همین نام وجود دارد اما با کلیک روی آن آیکان هایتان خراب می شود چون شما آیکان های اصلی این تم را ندارید .
که آیکان هاش رو می توانید دوباره داخل همون جنوم لوک پیدا کنید .
فعلا ....
بای تا های
نه این که فکر کنید تجدید شدم و اینا ها ... نه ! مدرسه ی من از اون مدارسی هسش که ویرشون گرفته که تابستون ها هم واسه بچه ها درس بذارند . حالا فعلا تاریخ و کامپیوتر رو تموم کردیم . یه اضافه ی فصلای اول فیزیک و حسابان .
من این هفته امتحان دارم ! :((
۴ تا امتحان پشت سر هم . از همین امروزم ( الان ساعت ۴:۵۴ دقیقه صبحه ! ) شروع می شه .
این طوریه برنامش :
شنبه - تاریخ
یک شنبه - فیزیک
دوشنبه - کامپیوتر
سه شنبه - حسابان
برای همین این هفته یکم سرم شلوغه و شاید داستان ننویسم .. ( البته شایدم بنویسم .. منو که می شناسین ! هر کاری دلم بخواد می کنم ! )
همین دیگه ... لعنت بر شیطون ! باید برم بازم بخونم !
فعلا ...
بای تا های
پ .ن : تقصیر پروتی هستش که شما هنوز فصل سوم رو نگرفتید ... هر وقت ویرایش رو تحویل بده منم می دمش به شما ! دعا کنید : ۱ - امتحان هامو خوب بدم ۲ - سریع تر فصل رو برسونه !
مان گا ها تقریبا شبیه کمیک استریپ ها هستند ولی شیپه ی نقاشی ها و شیوه ی کنار هم قرار گرفتن مستطیل ها فرق دارد . همچنین یکی دیگر از فرق های مان گا با کمیک سیاه سفید بودنش است . من مان گایی رو نمی شناسم که همهی صفحاتش رنگی باشه .
فعلا تنها مان گایی که می خونم مان ای بلیچ هست . و بعضی وقتا مان گای نروتو . ( یک زمانی مان گای دی گری من رو هم می خوندم )
چپتر جدید بلیچ توی این هفته خیلی جالب بود . انقدر جالب بود که من بیام این پست رو بزنم . بالاخره ایچیگو از تمرینات فاینال گتسوگاش اومد بیرون !
اینم لینک خوندن این چپتر به صورت آنلاین : چپتر ۴۱۷
از این به بعد هر هفته یک پست هم راجع به بلیچ می ذارم .
-----------
راستی فصل بعد سازمان بارانی رو هم فردا می دم .
موفق و خوش باشید !!!
بای
فصل بعد سازمان بارانی رو دو سه روز دیگه می دم .
تا اینجاش چه طور بود ؟ کسی نظری نداره ؟
یک تشکر هم همین جا از پروتی می کنم که داستانم رو ویرایش می کنه .
فعلا چند تا عکس از سازمان بارانی داشته باشید !
عکس اول * عکس دوم * عکس سوم * عکس چهارم
عکس های جدید می ذارم . ولی فعلا همینا رو داشته باشید . احتمالا از این به بعد آخر هر فصل یک طراحی می ذارم از قسمتی از خود اون فصل .
راستی کسی می دونه چطوری می شه فایل های .Djvu رو اسپلیت و مرج (split , merg) کرد ؟ من به شدت به روشی نیاز دارم که فایل های دی جی وی یو رو ادغام کنم و چند تا صفحه جدا کنم .
همین دیگه ....
خوش باشین !

تا حالا دراگون ایج یا عصر اژدها رو بازی کردید ؟ من این بازی رو خیلی دوست دارم . به نظر توی نوع خودش یکی از بهترین هست . من زیاد از بازی های تفنگی خوشم نمی آد ولی از بازی های شمشیری ؟ عاشقشونم .
دراگون ایج یک بازی role playing هست و یکی از بهترین فواید این بازی اینه که شما خودتون کاراکتر خودتون رو درست می کنید . دختر یا پسر ؟ دورف ، الف یا انسان ؟ شما ابتدا origin خودتون رو انتخاب می کنید به این وسیله و بعد وارد بازی می شید . موضوع کلی dragon age origins اینه که شما هر شروعی دارید یک Gray Warden می شوید . گری واردن ها کسانی هستند که با Darkspawn ها می جنگند . یک چیزی تو مایه های orc هستند این darkspawn ها . شما واردن خاکستری می شوید و بعد داستان شروع می شود . طی این بازی شما ماموریت های مختلفی برای به وجود آوردن یک اتحاد می روید و همچنین کلی ماموریت فرعی . طی بازی شما وسایل ، لباس ، سلاح و خیلی چیز های دیگر گیرتان می اید و می توانید خودتان را آپگرید کنید .
این بازی گرافیک ، داستان و ایده های جالبی دارد و مهمتر از این ها یکی از بازی های پر از Mod است . یعنی هزاران هزارن چیز دیگر را می توانید به این بازی اضافه کنید .
بهتریت سایت ماد برای دراگون ایج اینجاست :
http://www.dragonagenexus.com/
توی ادامه ی مطلب چند تا عکس از دراگون ایج می ذارم .
هر وقت یاد دورانی داغی که هری پاتر تو اوج بود می افتم حسرت می خورم . کاش رولینگ هیچ وقت هری پاتر ۷ رو نمی داد و ما رو توی خماریش می ذاشت . کاش جو فن فیکشن ها هیچ وقت تموم نمی شد .
خب این گذشته است . و کسی که فقط با گذشته بمونه بازنده هست .
بریم حال ... لحظه ای که هستیم . اینم هیچ وقت پایدار نمی مونه .. چون خوب باشه چه بد باشه ... یک لحظه هست . یادش بخیر برای نظرات شرط می ذاشتم . تا ۱۶ نظر ندید اصلا راه نداره فصل بعد رو بدم . انقدر داستان نویسیم خوب بود ؟ نه فکر نکنم . فکر می کنم دوستام زیاد بود . آهر دوستانی که همیشه باهام بودن . فکر کنم الان همه این دوستان سرشونبه کارشون گرمه . من هنوز کوچیکترین توی اونام . الان ۱۶ سالمه ... منو یادتون میاد ؟!
نویسنده ی بدی بود ... دیر به دیر می دادم .. احتمالا هنوزم اوضاع خوبی ندارم . نمی گم ببخشید که می دونم بازم احتمالا غیب می شم . اما نمی دونم چرا دفعه ی آخری رفتنم فرق داشت . عادت داشتم هر دفعه که بر می گشتم همه نظر داده بودن کودوم گوری هستی ؟ کی میای ؟ من آپم سر بزن !
ولی این دفعه ای نطوری نیست . خیلی ناراحتم ... خیلی خیلی ناراحتم ... وبلاگ هایی که پاتوقم بود تعطیل شدند .... وبلاگ بهترین دوستان مثل خودم خیلی وقت بود که نیومدن ... چرا ؟ جدی چرا ؟
نمی دونم اگر خواننده هام هنوز هم به اینجا سر می زنن ... اونایی که توی فروم ها نبودن . دلم براتون تنگ شده !
ساعت ۳.۰۷ نصفه شبه . من دارم می نویسم ....
اینی که الان گفتم حال بود . بریم سراغ آینده .... آینده نا معلومه ... کاری می کنم که بهتر از حال باشه ... باید بهتر از الان بشه ... اگر نشه خیلی بده ...
دارم داستان جدید می نویسم .... یک قصه ... یه قصه ی درسته ... نه دست و پا شکسته ! نه مثل آرکادرونم نه مثل قدرت ذهن ( هری پاتر و قدرت ذهن )
یه داستان جدید ....... سازمان بارانی اسمشه .... بازم مثل همیشه ... اسمش رو اول می گم ! چرا ؟ خودمم نمی دونم .
کاش نویسنده های قدیمی بازم میومدن .. ( همچنان توی گذشته هستم ... گذشته چیزیه که نمی تونم ازش جدا بشم . هر کاری بکنم نمی تونم )
کجایین ؟ the best wizard کجایی ؟ آرش کجایی ؟ نازی کجایی ؟ اینونتور کجایی ؟ پروتی هستی توی فروما اما واقعا کجایی ؟ چرا همه رفتین ؟ رامین سی جی تو چی ؟ تو کجایی ؟ داداش هرمیون کجایی ؟ پرایدت رو هنوز پیدا نکردی ؟ کجایی خب ؟
دوستان وبلاگی من کجان ؟ دانته کجایی ؟ سالازار کجایی ؟ بهنوش کجایی ؟
خودم کجام ؟ چرا همه با رفتن هری پاتر رفتید ؟ باید برگردید ...
یک زمانی بود من داستان می نوشتم احساس تخلیه می کردم . الان چرا این احساس رو ندارم ؟ احساس داستان نویسی قبلا رضایت بخش بود الان چرا فقط دارم آرزو هام رو می نویسم ؟
کجایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییین ؟ صدام می رسه ؟ می شنوین ؟
چرا من توی وبلاگ آرکادورن از سامورایی واریورزو اوبونتو اپرا مینی حرف زدم . وبلاگ دوست داشتنی کوچولوی من رسما به گند کشیده شد .
ولی درستش می کنم . خودم شروع کردم به داستان نویسی ... انتظار نظرات ندام ( خودمم نمی دونمم چرا ! شاید عادت کردم )
شما هم برگردید .... دوباره وبلاگ ها رو پر از خبرای داغ دوست داشتنی کنید . نمی خواید بگید که هری پاتر رفت و ما هم تموم شدیم ؟
آرکادورن رو ادامه می دم .... نه به زودی و نه هفته ای ۳ فصل ! فعلا دارم سازمان بارانی رو می نویسم .... شما ها دوست ندارید توی سازمان بارانی باشید ؟ ( البته سازمان توی داستانم نه سایتم )
یک ویراستار توپ هم برای داستانم دارم .... پروتی ( سمیه ) اگر من همیشه بعد از ویرایشش یک دستی توی متن می برم خراب می کنم بعضی از چیزا رو دیگه به بزرگی خودتون ببخشید !
کسی بین شما ها .... آره همون تویی که داری این صفحه رو می خونی ... نقاشی حرفه ای بلده ؟ اگر بلده نظر بده که بلده ... اگر بلدی می تونی برام بکشی ... هیچ چیزی ندارم که بهت بدم ...
چه قدر خوبه که وارد آینده بشیم ... به شرطی که آینده خوب باشه ....
و در آخر با این که به موضوع این پست بی ربطه .... چرا من باید تابستون برم مدرسه ؟
